دلنوشته های یک مسلمان

متن مرتبط با «امان» در سایت دلنوشته های یک مسلمان نوشته شده است

کوچه...کوچه و امان از کوچه...

  • نیلوبلاگ

    دلنوشته های یک مسلمان - کوچه...کوچه و امان از کوچه... من که قصه گوی خوبی نیستم،ولی بگذار برایت از جایی شروع کنم که نا نجيبي"بای ذنب قتلت" را خواند و آمد توی کوچه های مدينه،همان رسم جاهلی اش را انجام داد...فقط یک بار بیا تجسم کنیم،بوی نم کاهگل های خانه های قدیمی توی کوچه های مدینه و نوازش نسیمی که از لابه لای نخلستان های سر به فلک کشیده فدک آمده اند خانه ی دخت رسول خدا تا بیعت تازه کنند با فاتح خیبری که خانه نشينش کرده اند تا بتوانند راحت تر غصب خلافت کنند، آن سو تر نانجیبی به قنفذ وعده ی معافیت مالیات میدهد تا اگر در کوچه ها فاطمه ای را دید شلاق بر بازوانش بزند و پهلويش را با غلاف شم...

    ادامه مطلب