مرگ در میزند
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 13:42
مرگ در میزند... چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۸ 20:54 اپیزود اول:هرشب، قبل از خواب به مرگ فکر میکنم، بدون این که اغراقی در کار باشد یا بخواهم برایتان جانماز آب بکشم. فکر به مرگ شده قصه هر شبی که قبل از خواب گوش میکنم. حساب میکنم که امروز چه کردم و کدامیک از اعمال در روز جاری، دستم را میگیرد، در ادامه به...
فداییهای سر تراشیده
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 13:42
فداییهای سر تراشیده چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۸ 21:54 «فداییهای سر تراشیده»شب از نیمه گذشته. ماه بر روی بقیع نور میپاشد، اما نور اصلی از پنج نفری است که کوچه کوچه را پیموده و به سمت بقیع میآیند. فاطمه بر ناقه نشسته و زینب، در جلوی او. علی افسار ناقه را گرفته و حسن و حسین در کنار او میآیند. عصرگاهی د...
پس از سالها: )
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 13:42
به خودم نگاه میکنم. این منی که بهمن شمع 24 را فوت کرد و حالا رسیده به ربع قرن تجربه. نگاه کردم و پست های گذشته را خواندم. رشک بردم به خودم. غبطه خوردم به حال دو سال پیش خودم. چقدر بی آلایش. چقدر راحت و کم دغدغه. چقدر جنگنده برای اهداف.خصلت آدمیزاد است که روزهای سختی را فراموش کند و غرق شود در روزها...
اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهام
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 13:42
واژه ها عموما دو معنی دارند، یکی معنای ظاهری که صورت کلمه القا میکند و دیگری معنای مفهومی که بستگی به این دارد واژه به چه چیزی القا شود یا در کجا به کار برود. مثل همین واژه افغان که اگر توی لغتنامه دهخدا دنبالش بگردی، میرسی به یک عالم اسم که معنایشان در ناله و زاری و فریاد جمع و جور میشود. فغان ه...
پس از سالها :)
-
تاریخ: 1400/11/18 ساعت: 21:27
به خودم نگاه میکنم. این منی که بهمن شمع 24 را فوت کرد و حالا رسیده به ربع قرن تجربه. نگاه کردم و پست های گذشته را خواندم. رشک بردم به خودم. غبطه خوردم به حال دو سال پیش خودم. چقدر بی آلایش. چقدر راحت و کم دغدغه. چقدر جنگنده برای اهداف.خصلت آدمیزاد است که روزهای سختی را فراموش کند و غرق شود در روزهای...
اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهام
-
تاریخ: 1400/11/18 ساعت: 21:27
واژه ها عموما دو معنی دارند، یکی معنای ظاهری که صورت کلمه القا میکند و دیگری معنای مفهومی که بستگی به این دارد واژه به چه چیزی القا شود یا در کجا به کار برود. مثل همین واژه افغان که اگر توی لغتنامه دهخدا دنبالش بگردی، میرسی به یک عالم اسم که معنایشان در ناله و زاری و فریاد جمع و جور میشود. فغان همان...
فداییهای سر تراشیده
-
تاریخ: 1398/12/27 ساعت: 21:26
«فداییهای سر تراشیده»شب از نیمه گذشته. ماه بر روی بقیع نور میپاشد، اما نور اصلی از پنج نفری است که کوچه کوچه را پیموده و به سمت بقیع میآیند. فاطمه بر ناقه نشسته و زینب، در جلوی او. علی افسار ناقه ر
مرگ در میزند...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:34
اپیزود اول:هرشب، قبل از خواب به مرگ فکر میکنم، بدون این که اغراقی در کار باشد یا بخواهم برایتان جانماز آب بکشم. فکر به مرگ شده قصه هر شبی که قبل از خواب گوش میکنم. حساب میکنم که امروز چه کردم و کدام
کلمه فروشی!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:42
روزنامه نگار کلمه فروش است، کلمهها را میگذارد کنار هم و دانه به دانه پولش را میگیرد. مثلا ۱۰۰۰ کلمه نوشته، کلمهای ۲۰۰ تومان میگیرد.هیچ جای اشکالی هم نیست، شغل اصلا همین است، روزنامه نگار کلمههایش
تقصیر تکنولوژی است
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:42
دانش آموز دوم دبیرستان بودم که این وبلاگ را راه اندازی کردم، الان هم چندماه از فارغ التحصیلی ام در دانشگاه گذشته. این بیقوله هفت هشت سال عمر دارد. برای نوشتن کلمه به کلمه مطالبش وقت ها گذاشتم.سال 93 ب
رفیق احمق از امتحانات الهی است!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:42
حداقل حق دارم به تعداد تک تک ثانیههایی که فهمیدم رفاقت یعنی چه و رفیق چیست و این حرفها، حرف از رفاقت بزنم. البته میشود همین بلدشیتهایی توی این کانال و آن کانال میبینید. اما حقیقتا حرفم این است که
زندگی ات را قورت بده!
-
تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 23:22
چگونه با ماهی هشت میلیون تومان زندگی کنیم؟زندگیات را قورت بدهرسول شاکرین(منتشر شده در شماره 2685 روزنامه وطن امروز، 1397/12/28اخیرا جناب آقای وکیلی نماینده تهران در مصاحبهای گفتهاند که با حقوق 8 می
عرضه داشت!
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 14:32
عرضه داشت: «کجایید، نیستید؟» عرضه داشتیم: «مردان بیادعا نیستند، فلذا از آنجایی که ما مدعی هستیم، بزودی همین جا هستیم» عرضه داشت: «ز چه؟» عرضه داشتیم: «برای طراوت خاطر و یادآوری روزهای خوبی که اینجا اشتراکشان میگذاشتیم.» عجیب است...
عجیب است!
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 14:32
بله؛ خیلی عجیب است! این که فردا یکی از سخت ترین امتحانات ترم حاضر را دارم و پس از مدت ها در این بیغوله دست به قلم شدهام بسیار بسیار عجیب است! حتی کلاسی که بسیار خوش درخشیدم و امروز در هفت سوالش ترهای
نامه به پدر زن آینده
-
تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 14:42
پدر زن عزیزم؛ سلام اکنون که برایت این نامه, را مینویسم بسیار متأصل و درمانده هستم و حقیقتا نمیدانم باید چه کنم،اما پیش خودم گفتم حالا که به بنبست فکری و ذهنی و عاطفی و خلاصه هر چه که در مخیلهات می
نشسته ام چو غباری به شوق اذن دخول...
-
تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 14:42
اپيزود اول_کودکیزمین که میخوردم،یادم دادند یاعلی بگويم و از جایم بلند شوم،در بند یاعلی گفتنم بودم که واژه ای دیگر در قاموسم نقش بست:"یاحسین".فقط میدانستم بابا توی هیئت ها برایت خیلی گریه می کند،فقط می
از نو!
-
تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 14:42
دقیقا چهارسال پیش بود که از مانعی پراسترس گذشتیم و به خط پایان کنکور رسیدم... دقیقا سه سال پیش بود که اینجا از تک پسری نوشتم که قرار است خانه را ترک و در خوابگاه مامن گزیند...(می توانید اینجا بخوانید
الی سعیدالمرتضوی!
-
تاریخ: 1397/2/31 ساعت: 13:31
و ای فرزند، اگر در بند سجن گشتی و زندانیای گشتی، قانون را از آ
یادداشتنامه
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 2:14
دلنوشته های یک مسلمان - یادداشتنامه يادداشت :کلا این سال 88 سالی بود،همان هایی که زمزمه ی یار دبستانی من را بر لب های خود داشتند،یار دبستانی خود را در سطل های زباله ی بالای شهر سوزاندند،گوش یار دبستانيشان را در اصفهان بریدند تا ثابت کنند که زیر چوب علف زاده و فربه شده اند،نه چوب الف...همان هایی که ت...
کوچه...کوچه و امان از کوچه...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 2:14
دلنوشته های یک مسلمان - کوچه...کوچه و امان از کوچه... من که قصه گوی خوبی نیستم،ولی بگذار برایت از جایی شروع کنم که نا نجيبي"بای ذنب قتلت" را خواند و آمد توی کوچه های مدينه،همان رسم جاهلی اش را انجام داد...فقط یک بار بیا تجسم کنیم،بوی نم کاهگل های خانه های قدیمی توی کوچه های مدینه و نوازش نسیمی که از...